من از کجا شروع کردم؟

زمانی که برای اولین بار تصمیم گرفتم کسب و کار خودم را راه بیاندازم و پول در بیاورم، فقط ۱۵ سال سن داشتم.

تا قبل از آن بارها کار کرده بودم؛
از کارگری ساختمان گرفته تا شاگردی زیر دست استاد نجار و کمی هم شیطنت با سیم‌های برق و لوله‌های آب!

ولی …
همه آن کارها بیشتر جنبه سرگرمی و یادگیری داشتند تا پول درآوردن!

درست یادم هست که تازه امتحانات کلاس سوم راهنمایی را با نمره ۲۰ تمام کرده بودم و منتظر اعلام نتایج مدارس تیزهوشان بودم که با یک کلاس فوق العاده آشنا شدم؛
کلاس کارآفرینی!

در این کلاس قرار بود آقای دکتر علی‌اصغر جهانگیری در کنار برخی دوستان دیگر از کارآفرینی و بازار بورس و طلا و مسکن صحبت کنند.
(آقای جهانگیری لیسانس مهندسی شیمی از دانشگاه تگزاس آمریکا و دکتری جامعه شناسی از دانشگاه نورت‌فیلد انگلستان دارند، موسس موزه کندلوس و بنیان‌گذار چندین موسسه و شرکت و مجتمع تولیدی در ایران هستند.)

قیمت کلاس رقم بالایی بود؛
حداقل برای من که پدر و مادرم معلم بودند.
۱۲۰ هزار تومان!
با هر بهانه‌ای بود، مادرم را راضی کردم تا این پول را پرداخت کند و من در این دوره شرکت کنم!
هیچ وقت یادم نمی‌رود، به اصرار من مادرم هم در این کلاس شرکت می‌کرد؛ اما بیشتر جلسات را خواب بود!

بعد از اینکه دوره تمام شد، مادر را مجبور کردم برویم تهران تا کد معاملات آنلاین بورس سهام بگیریم.
در آن موقع تازه برای اولین بار بود که اجازه معاملات سهام به صورت آنلاین را می‌دادند و چندتا کارگزاری انگشت‌شمار بیشتر وجود نداشتند که زیرساخت‌های لازم برای ارایه اینگونه خدمات را داشته باشند؛
یکی از آن‌ها، کارگزاری مفید بود.

یادم می‌آید که آن سال من کل تابستان را در حال معامله سهام گذراندم و در نهایت هم سود خیلی زیادی بدست آوردم؛
۹۰۰ تومان!
بله، ۹ تا صد تومانی، آن هم بعد از ۳ ماه کار کردن!

پاییز همان سال شروع کردم به جمع کردن پوست سبز گردو!
آن‌ها را درون یک کیسه پلاستیکی زباله ریختم و گذاشتم آنقدر بمانند که تبدیل به یک شیره غلیظ و تیره رنگ شوند!
(تا به حال هیچ رنگ سبزی، لجنی‌تر از آن ندیده‌ام!)
دلیل این کارم هم این بود که دکتر جهانگیری گفته بودند این شیره در تولید محصولات آرایشی و بهداشتی کاربرد دارد و شرکت‌های خارجی برای هر کیلو از آن چند صد دلار پول می‌دهند!
اما ما که نتوانستیم از آن‌ها چیزی در بیاوریم!

در طی سال‌های بعد از آن، کلی کار مختلف را امتحان کردم؛ تا زمانی که به دانشگاه رفتم!
در دانشگاه امیرکبیر با آنکه مهندسی معدن می‌خواندم و با درس‌های آن خیلی مرتبط نبود، در کلاس‌های برنامه نویسی وب شرکت کردم.
از آن جایی که من از ۱۳ سالگی (یعنی زمانی که کلاس اول راهنمایی بودم) با برنامه نویسی کامپیوتری و منطق آن آشنایی داشتم، یادگیری زبان #C و ASP و SQL خیلی برایم سخت نبود.
اما درست کردن یک سایت کامل و بی‌عیب و نقص با آن‌ها کار خیلی سختی بود!

یکی دو سالی به همین منوال گذشت و ما در تکاپوی پول بیشتر از این شاخه به آن شاخه پریدیم، تا اینکه با وردپرس آشنا شدم.
(البته قبل از آن هم وردپرس را می‌شناختم ولی تا آن زمان نه من به سراغ او رفته بودم و نه او خیلی بدرد طراحی سایت می‌خورد!)

یکی از ویژگی‌های خوب وردپرس این بود که به من اجازه می‌داد تا کمتر درگیر مسائل فنی سایت و کد نویسی شوم و زمان بیشتری را بر روی مباحث بازاریابی و کسب و کار و درآمد تمرکز کنم.

بعد از آن شروع کردم به ساختن سایت و راه اندازی کسب و کار اینترنتی و تا به این لحظه در این مسیر ثابت قدم مانده‌ام!

در طی چندین سالی که در زمینه کارآفرینی اینرنتی در حال فعالیت هستم، بیش از ۷، ۸، ۱۰ سایت مختلف فقط برای خودم راه اندازی کرده‌ام که متاسفانه همه‌شان با شکست مواجه شده‌اند!
البته به جز ۲ تای آخر!

(هیچ وقت اسم اولین سایتی که قرار بود بزنم را فراموش نمی‌کنم، BOZ.com مخفف Bank Of Zendegi بود و چه خوب شد که دامنه‌اش را قبلا گرفته بودند!)

این‌ها تنها بعضی از دلایلی هستند که من کسب و کارهایم را بخاطرشان تعطیل کرده‌ام!
و باید در اینجا اعتراف کنم که …

همه این دلایل واهی و اشتباه اند!

بلاخره بعد از کلی آزمون و خطا، هزینه‌های چند ده میلیونی شرکت در کلاس‌های مختلف کسب و کار، خریدن بیش از ۳۰۰ جلد کتاب و صرف هزاران ساعت وقت، به این نتیجه رسیدم که مشکل از نحوه تبلیغ کردن من است!

و تنها دلیل شکست یک کسب و کار این است که …

شما بلد نیستید خوب تبلیغ کنید!
شما بلد نیستید خوب بفروشید!

اطرافیان من همیشه معتقد بوده‌اند که…

مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید!

پس خیلی دور از انتظار نبود که من به بازاریابی و تبلیغات محصولات، فروشگاه و کسب و کارم هیچ علاقه‌ای نداشته باشم.
اما تجربه به من ثابت کرد که …

مشک آن است که خود ببوید همان که عطار می‌گوید!

پس شروع کردم به تغییر شیوه تبلیغاتم!
در هفته اول، بیش از ۳۰۰ هزار تومان از فروش محصولات سایتم (که یک دوره آموزش سخنرانی بود!) درآمد خالص بدست آوردم!
در هفته دوم، فقط در یک روز بیش از ۱۴۰ هزار تومان از فروش همان دوره کسب کردم.
و این روند به همین صورت ادامه پیدا کرد، تا جایی که …
این راز مهم را (کشف که نه!) درک کردم…

من امروز اینجا هستم تا به شمایی که به عشق داشتن امپراطوری خودتان به اینجا آمده‌اید، به عنوان یک خدمتگزار کمک کنم تا کسب و کارتان را محکم و استوار بنا کنید و با اقتدار رونق ببخشید.

avatar

سیدامیرحسین میرابوالقاسمی

مدیر وبسایت قلمو‌آبی

ازتون می‌خوام که همین الآن با شرکت کردن در دوره زیر با شجاعت تمام اولین قدم رو برای ساختن امپراتوری کسب و کار خودتون بردارید.
دوره جامع طراحی سایت قلموآبی!
×

به قلمو آبی خوش آمدید!

برای ارتباط مستقیم و آنلاین با ما، روی تصویر پایین کلیک کنید.

 

×